خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا مکن قول بتان گوش و بما خرده مگیریا زما هم سخنی بشنو و عذری بپذیر
۲
به گرفتاری عاشق نتوان طعنه زدنچکند گر پی قاتل نرود صید اسیر
۳
ایکه خون از دم تیغ تو چکد حاضر باشکه خراشی نرسد بر دل درویش و فقیر
۴
آنچنان زی که اگر جان طلبد یار زتوتا بگوید که بده، بانگ برآری که بگیر
صفحهٔ ۱ از ۲