خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک جرعه به خاکم فکن و خاک بجوش آروز بیخودی مرگ مرا باز بهوش آر
۲
یکبار صبوحی زده از خانه برون آیچون صبح قیامت همه عالم بخروش آر
۳
من ماهی لب تشنه ام ای خضر کرامتبازم چو خط خود بلب چشمه نوش آر
۴
تا چند نهی گوش بر افسانه مردمیکره سخن عاشق خود نیز بگوش آر
صفحهٔ ۱ از ۲