شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرچند که چون شمع مرا سوخته‌ای بازشادم که چراغ دلم افروخته‌ای باز
۲
بگشا به من از روی کرم گوشه چشمیکز هردو جهان چشم مرا دوخته‌ای باز
۳
خندی به رخ مردم و سوزی دل عاشقاین شیوه شیرین ز که آموخته‌ای باز
۴
یارب تو چه شمعی که به تاثیر نگاهیدر سینه دل ریش مرا سوخته‌ای باز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth