شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه زارم سوختی من عاشق زارم هنوزروشن است از دود آهم کاتشی دارم هنوز
۲
گرچه نقد دین و دل همچون زلیخا باختمیوسف ار سودای من دارد خریدارم هنوز
۳
بسته فتراک عشقم کی بمردن وارهمبا وجود آنکه جان دادم گرفتارم هنوز
۴
در گلستان صد هزاران گل شکفت و باد بردمن ز جور باغبان آزرده و خوارم هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth