خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون کعبه هرانکس که نشد شاد بکویشگر قبله بود کس نکند روی برویش
۲
هرگه به تبسم بگشاد آن دهن تنگبر تنگدلان رحم نشد یکسر مویش
۳
از بسکه کشد غنچه صفت رو بهم از خشمصد چاک چو گل شد دلم از تنگی خویش
۴
ای باد اگر آن نوگل بیرحم بعاشقزنهار نبخشید تو زنهار بگویش
صفحهٔ ۱ از ۲