شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون بخیال آیدم سرو قباپوش خویشآورم از شوق او دست در آغوش خویش
۲
وه چه خوش آندم که تو مست نشینی برموانکه نبینم دگر تکیه گهت دوش خویش
۳
چونکه سیوالی کنی مضطربم در جواببسکه همی گم کنم از سخنت هوش خویش
۴
گوشم از آن لب چه یافت دولت سر گوشییکاش توانستمی بوسه زدن گوش خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth