خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا تو زیر پوست همچون گرگی ای پشمینه پوشدوری از یوسف بکش ای خرقه پشمین ز دوش
۲
از جوانان ما جوانمردی ز ساقی یافتیمدر صف پیران صفا از روی پیر میفروش
۳
سر معراج محبت از دلم سر میزندعشق میگوید بگو و عقل میگوید خموش
۴
یا رخی چون شمع باید یا دم گرمی چو نیتا نباشد آتشی صحبت نمی آید به جوش
صفحهٔ ۱ از ۲