شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکه شد سویش چو سایه در قفا می‌افتمشتا مرا با خود برد در دست و پا می‌افتمش
۲
زین هوس گر شب به سنگ از کوی خود راند سگانشب سگش خیزد از جا من به جا می‌افتمش
۳
بهر داد آیم به راه یار و چون پیدا شودمی‌گذارم داد و اول در دعا می‌افتمش
۴
خون خورم شب دور از او چون مست خون خوردن شوممی‌روم در پای دیوار سرا می‌افتمش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth