شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در غمت گر جان غم‌پرور نباشد گو مباشچون تو باشی جان من جان گر نباشد گو مباش
۲
سجده روی تو ای بت کفر و ایمان منستسر نمی‌تابم ازین گر سر نباشد گو مباش
۳
از عدم بهر تو جان در ملک هستی آمدهگر تو می‌گویی درین کشور نباشد گو مباش
۴
یوسف جان با تو می‌باید که باشد هم‌نفسگر ترا ای خواجه سیم و زر نباشد گو مباش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth