خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۹۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو گفتم از کف من زلف را به تاب مکشبخنده گفت کهه کوته کن و دراز مکش
۲
سرم فدای تو باد ای طبیب بهر خداقدم ز پرسش بیمار خویش بازمکش
۳
بدامن تو غبارم نمیرسد ای گلتو دامن از من رسوا به احتراز مکش
۴
بیا نظاره کن آن سرو ناز را ای دلز باغبان بتماشای سرو نازمکش
صفحهٔ ۱ از ۲