خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۹۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق دم کشتن ز جان آسان برآید همچو شمعبر کرسی دار فنا خندان برآید همچو شمع
۲
ظاهر بمردم کی کنم زخمی که پنهان خورده امگر روشنم از استخوان پیکان برآید همچو شمع
۳
از برق حیرت بی خبر سوزد چو نخل بادیهمجنون وشی کز شوق او حیران برآید همچو شمع
۴
گر آتش داغ درون آبم نسوزد در جگراز اشک گرمم دمبدم طوفان برآید همچو شمع
صفحهٔ ۱ از ۲