شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بهر کلبه عاشق دلا مجوی چراغکه شمع مجلس او بس بود فتیله داغ
۲
دل از چمن نگشاید اسیر عشق تراکه پیش بلبل عاشق قفس نماید باغ
۳
به جرعه یی بزن آبی بر آتشم که رسیدز سینه بوی کبابم ز شوق می بدماغ
۴
رقیب اگرچه عزیزست و ما چنین خواریمروا مدار که بلبل جفا کشد از زاغ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth