شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌زدی تیری به غیر و بر جگر خوردم ز رشکمیل قتل دیگری کردی و من مردم ز رشک
۲
با همه شوقی که دارم دی چه بودی با رقیبدیدن روی ترا طاقت نیاوردم ز رشک
۳
گفتم از آزار دشمن شادمان گردد دلملیک چون آزار او کردی خود آزاردم ز رشک
۴
با وجود آنکه جان داد از دعای من رقیبچون گذشتی از پی تابوت او مردم ز رشک
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth