شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر چند من سگ توام ای مشگبو غزالبا من سگ تو انس نگیرد بهیچ حال
۲
آن عارض و لطافت و خال و خطم بسوختوانگه چه عارض و چه لطافت چه خط و خال
۳
گر یک نگاه صورت شیرین به بیندتحیران صورت تو بماند هزار سال
۴
وصل من و تو قصه خورشید و شبنم استشبنم به آفتاب نشیند؟ زهی محال
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth