خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۹۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با هرگل نورسته که برخاست نشستیمجز داغ جگر طرفی از این باغ نبستیم
۲
در قید تعلق پی دل چند توان بودگفتیم طلاق دل آواره ورستیم
۳
چون ذره به خورشید وشان مهر چه ورزیمچون در دل آنطایفه آن نیست که هستیم
۴
از توبه و طامات عجب نخل امیدیبستیم بسی سال و بیک لحظه شکستیم
صفحهٔ ۱ از ۲