خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۹۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون سایه گذر زان مه رخساره نداریمو ز سوختگی طاقت نظاره نداریم
۲
چون ما دل صد پاره ز مهر تو که دارد؟اینست که طالع ز تو یکباره نداریم
۳
عیش دو جهان سهل بود بر دل ما لیکبا حسرت شیرین دهنان چاره نداریم
۴
حال دل گمگشته ما شهره شهرستما خود خبری از دل آواره نداریم
صفحهٔ ۱ از ۲