شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنچنانم ز فراقت که ندانم چکنمجان دهم یا بامید تو بمانم چکنم
۲
بی لبت بر دل خود خنجر چون آب زدمگر بدین آتش دل را ننشانم چکنم
۳
رخ چرا تا بد از افغان من خسته طبیبگر باو درد دل خود نرسان چکنم
۴
شربت صبر اگر چاره بیمار دل استمن که صبر از لب شیرین نتوانم چکنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth