خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۹۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گنجی چو تو در سینه به کونین چه کارم؟مستغنیام از هردو جهان من که تو دارم
۲
چون ذره بر آنم که به خورشید رسم بازدر همت خو پست نِیَم گرچه غبارم
۳
درمان دل از لعل تو جویند حریفانمن درد دل خود به خدا باز گذارم
۴
چون بلبل اگر زار بگریم مکنم عیبزاری ز غمت چون نکنم؟ عاشق زارم
صفحهٔ ۱ از ۲