شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو با فراغ خود امروز شاد و فردا هممرا ز مهر تو دین شد ز دست و دنیا هم
۲
میان مسجد و میخانه‌ام خجل ماندهز بس که حرمتم آنجا نماند و اینجا هم
۳
خراب بادهٔ عشق توام که نشئهٔ اوهزار دل شده دیوانه کرد و دانا هم
۴
ز بس که آتش عشقت فرو گرفت مراوجود من همه او شد نهان و پیدا هم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth