شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنمدلم ز دست بخواهد شدن چه چاره کنم
۲
ز دل بتنگ چنانم که خواهمش آرمز چاکسینه یرون و هزار پاره کنم
۳
نماند تاب غمم نیست چاره یی زان بهکه خویش را دو سه روزی شرابخواره کنم
۴
زبسکه بر در او گشته ام شود شرممکه دیگر آن در و دیوار را نظاره کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth