شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شدم بازیچهٔ طفلان که در هرجا که بنشینمصد آهوچشم چون مجنون به گرد خویش می‌بینم
۲
شبی خواهم به بزمت آیم آن ساعت که می نوشیحریفان تو برخیزند و من تا روز بنشینم
۳
نخواهم کس نشیند در رهت کز پا کشد خاریبهل تا خاک راهت را به مژگان جمله برچینم
۴
به نازم می‌کشی پنهان و گر قصدم کند غیرینمایی مهربانی‌ها که دشمن میرد از کینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth