شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اسیر در دم و یک همنفس نمی بینمبدردمندی خود هیچکس نمی بینم
۲
صفای خاطر من بین و رخ مپوش ایگلکه من ترا بهوی و هوس نمی بینم
۳
ز سنگ دل شکنانم خدا نگهداردکه مست ساقیم و پیش و پس نمی بینم
۴
درین چمن که چو من صدهزار بلبل هستیکی چو خویش اسیر قفس نمی بینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth