خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگویی در پیت چونعاشقان هرجا نمیگردمتو چندان عاشقان داری که من پیدا نمیگردم
۲
هر آن عاقل که آهو چشمی او دید میداندکه من مجنون صفت بیهوده در صحرا نمیگردم
۳
من از عشقت گدا گشتم ولی بر تو نبردم رهاز آن چونعاشقان جز بر در دلها نمیگردم
۴
سر سوداییم دارد هوای کعبه وصلشاگر سر میرود اهلی ازین دروا نمیگردم
صفحهٔ ۱ از ۲