خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما جان ز شوق وصل تو صد باره دادهایمقربانی توایم و بدین کار زادهایم
۲
بر ما چو شانه تیغ زبانها کشیدهاندتا یک گره ز سنبل زلفت گشادهایم
۳
گر دیگران ز آتش خشمت گریختندما همچو شمع تا دم مردن ستادهایم
۴
با ما چو چشم خویش تو در نقش بازییما با تو همچو آینه یکلخت و سادهایم
صفحهٔ ۱ از ۲