شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا نیست می از خود خبرم نیست که هستممن هوش ندارم مگر آن لحظه که مستم
۲
ز نار مرا کافر و مومن همه دانندپنهان چکنم عاشق معشوق پرستم
۳
در کوی تو آنم که چو گرد از سر عالمبرخاستم و بر سر راه تو نشستم
۴
چون خویش پرستی بتر از باده پرستی استالمنه لله که بت خویش شکستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth