شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همدمان رفتند و من از همرهان وامانده اممیرم از این غم که بی یاران چرا من زنده ام
۲
تاب وصلم نیست ایمه چون زیم در هجر تووای بر مردن چو من در زندگی وامانده ام
۳
داغ سودای غمت دیوانه کردم ای پریزانسبب چونشمع گه در گریه گه در خنده ام
۴
گرچه آزاد جهانم همچو سرو ای ابر لطفرحمتی فرما که از دست تهی شرمنده ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth