شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۱۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من دردمند و ناتوان او سرکش و خونخواره همحالم خراب از جور او کار دل بیچاره هم
۲
هجرش همه محنت بود وصل آتش حسرت بودنی دوریم طاقت بود نی طاقت نظاره هم
۳
ز آهوی چشم آنجوان این پیر زار ناتوانمجنون صفت شد در جهان سرگشته و آواره هم
۴
رویی چو برگ نسترن چشمی چو آهوی ختنمردم فریب و راهزن کافر دل و عیاره هم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth