خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۱۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگرچه رسم بود دل به دلستان دادنبه دست دل نتوان بیش ازین عنان دادن
۲
سپردهام دل خود را به دست خونخواریکه راضیام ز رهیدن ازو به جان دادن
۳
ز زهر چشم تو مُردم یکی بخند آخرکه زهر نیز به شیرینیات توان دادن
۴
به پایبوس تو در بزم وصل اگر برسمخوش است بوسه گهی هم بر آستان دادن
صفحهٔ ۱ از ۲