خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۱۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارد رقیب بهر تو چشم حسد به منکاری مکن که کار کند چشم بد به من
۲
گردون ز آستان توام گو مکن جدازان روز که اینقدر ز جهان میرسد به من
۳
سر در سر خیال تو خواهد شدن مرااین قصه گفته است خیال تو خود به من
۴
من قانعم به یک نگه از سرو قامتتبنما ز دور یک نظر ای سرو قد به من
صفحهٔ ۱ از ۲