خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۱۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو که پیش بیغمانی چو گل از نشاط خندانرخ خود چو غنچه درهم چه کشی ز دردمندان
۲
ز لب تو بیعنایت، به کجا برم شکایتکه صدم جفاست از وی، ز تو صدهزار چندان
۳
چه کنم که درنگیرد به تو شمع، برقِ آهیکه چو موم نرم سازد دل سختتر ز سندان
۴
به لب تو جای دندان که گمان برد ز تندیچو مجال دیدن کس نبود چه جای دندان
صفحهٔ ۱ از ۲