خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون شد ز بخت بد جگر لختلخت مندشمن نکرد آنچه به من کرد بخت من
۲
چندان نسیم عشق تو بنشست در کمینکآخر چو گل به باد فنا داد رخت من
۳
با من چو کوهکن دل کوه است در فغاناز کار سخت من نه که از جان سخت من
۴
چون من به آب دیده درختی نشاندهامجز خون دل چه گل بدمد از درخت من
صفحهٔ ۱ از ۲