شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۲۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز جور مدعی گویم که کم آیم بکوی توولی بی اختیارم شوق می آرد بسوی تو
۲
اگر مهر تو و بخت من بد روز این باشدز دنیا بایدم رفتن بداغ آرزوی تو
۳
ندارم طاقت نادیدنت هرچند میدانمکه سوزم میشود افزون چو می بینم بروی تو
۴
چو تاب صحبتم نبود همان بهتر که بنشینمبخاک آستان و گوش دل بر های و هوی تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth