خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه به تیغ جفا سینه فکارم از اوتا نرود سر ز دست دست ندارم از او
۲
هرکه نشد غرق خون ره نبرد کز غمشمن بچه باران ترم زیر چه بارم از او
۳
در غم آن نوجوان پیر شدم از وفاناوک چشم اینزمان چشم ندارم از او
۴
نرگس مستش که شد ساقی بزم همهعالمی از وی خوشان من بخمارم از او
صفحهٔ ۱ از ۲