خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی ز عارض تو گلرخان حجاب زدهشکسته رنگ چو گلهای آفتاب زده
۲
رخ تو گلشن حسن است و نرگس مستتمیان لاله و نسرین فتاده خواب زده
۳
من از لب تو خرابم همآن دوای منستکه هم شراب یرد زحمت شراب زده
۴
ز شور و گریه و خونابه دلم پیداستکه خنده تو نمک بر دل کباب زده
صفحهٔ ۱ از ۲