خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مدعی در جوش و ما بیهوش از آن نو گل شدهبلبلان خاموش و مرغ هرزه گو بلبل شده
۲
آفتاب من که سوزد برق حسنش خشک و ترسبزه تر بین که گرد عارضش سنبل شده
۳
در کمین صید دل از زلف و خال و چشم مستفتنه ها دارد سرفتنه آن کاکل شده
۴
دیگرانرا جزوییی گر سوخت برق حسن اوخرمن صاحبدلان بر باد جزو و کل شده
صفحهٔ ۱ از ۲