خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو به بزم عیش و نبود ره من در آن میانهبه چه حیله پیشت آیم چه سخن کنم بهانه
۲
هوس فسانه یا رب شودت گهی که با منبتو گویم از غم خود سخنی در آن فسانه
۳
همه شب بخواب بینم بطواف کعبه خود راچو شبی رسد بکویت سر من بر آستانه
۴
بخدا که بیتو جایی نبود قرار و خوابممگر آنکه مست افتم بدر شرابخانه
صفحهٔ ۱ از ۲