شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۲۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آتش آهم نهال وادی ایمن شدهباز این آتش نگه کن کز کجا روشن شده
۲
من چنین مدهوش وصل و غافلم از بیخودیاشک حسرت آمده از دیده تا دامن شده
۳
نیست جز آیینه چشم دل او را جلوه گاهزانکه در دل دیدمش هرگه ز چشم من شده
۴
گر دهان بر آه بندم از شکاف سینه امآتشی بینم بلند از چاک پیراهن شده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth