خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای با سگت فرشته دم از بندگی زدهتنها نه او که هرکه دم از زندگی زده
۲
پیش رخ تو گل نشکفت بلکه باغآتش بنو بهار ز شرمنگی زده
۳
مه با تو بر نیاید از آنرو هلال شدیعنی که حلقه بر در درماندگی زده
۴
در کوی عشق افسر جم باد می بردخرم کسی که لاف سر افکندگی زده
صفحهٔ ۱ از ۲