شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۲۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیمارم و لب تشنه و از قافله ماندهآبی که بود در جگرم ز آبله مانده
۲
بگشا سر آن زلف چو زنجیر و نگه کنجان داده صد آشفته و در سلسله مانده
۳
تن غرقه بخون دل و محبوب نه راضیما خسته و پا در گل و او در گله مانده
۴
رفتند رقیبان همه در کعبه مقصودعاجز صفتانند درین مرحله مانده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth