خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از خواب جامه چاک و پریشان برآمدهصبح قیامتش ز گریبان برآمده
۲
ای مردم دو دیده به کشتی چشم منبنشین که از فراق تو طوفان برآمده
۳
دور از گل رخ تو چو مجنون گریستمچندانکه گل ز خار مغیلان برآمده
۴
هرگه که آهی از غم داغت کشیده امدودی ز خرمن مه تابان برآمده
صفحهٔ ۱ از ۲