شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۲۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو ساقی گر بجامم دست بودینه تنها من که عالم مست بودی
۲
اگر بالا گرفتی کار رندانفلک قدر بلندش پست بودی
۳
مرا از هجر او زخمیست پیوستچه بودی وصل او پیوست بودی
۴
ملامتگو کجا بر ما زدی زخمگرش دردی که ما را هست بودی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth