خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۳۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند سازم که شوم خاک و تو بر من گذریسوختم تا بمن سوخته خرمن گذری
۲
دست افتاده نخواهی که بدامن رسدتنیست از شوخی اگر برزده دامن گذری
۳
چون خیال تو کنم خون دل از دیده چکدکه بصد نشتر مژگان بدل من گذری
۴
پای بوست چه بود آرزوی مردم چشمچشم داریم که بر دیده روشن گذری
صفحهٔ ۱ از ۲