شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۳۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای اشک جگر سوز که در چشم پر آییبنشین که نمک ریزه دلهای کبابی
۲
یارب که کف پای تو بر دیده که مالدشبها که تو افتاده ز می مست و خرابی
۳
دریاب کزین همنفسان زود برنجیو آنگاه چو من سوخته جویی و نیابی
۴
پروای که داری تو که با حشمت شاهیسرخوش ز می حسنی و مستان ز شرابی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth