خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۳۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میان خلق میخواهم که توسن بر سرم تازیتن فرسودهام در چشم مردم توتیا سازی
۲
حدیث آتش انگیزت چنان سرگرم خویشم کردکه گویی گر سخن با غیر آتش در من اندازی
۳
طبیب دردمندانی ولی مغروری حسنتچنان دارد که با بیمار خود هرگز نپردازی
۴
ازین آهستهتر میرو که میتازی سمند آخرترا با گو بود بازی حریفان را به سر بازی
صفحهٔ ۱ از ۲