خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۳۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایکه بر عاشق نگاه از لطف و احسان میکنیگوییا بر عاشق خود مردن آسان میکنی
۲
آمدی چونسرو و بستان خانه گلشن ساختیگر بنوشی ساغری عالم گلستان میکنی
۳
دل بصد جا میرود هرگه ز مجلس میرویجان من بنشین که دلها را پریشان میکنی
۴
گنج مهرت چون نهادی در دل ما عاقبتخانه ما بر سر این گنج ویران میکنی
صفحهٔ ۱ از ۲