خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۳۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غیرتم در دیده ها چون باد اگر ره داشتیذره یی خاکرهش در چشم من نگذاشتی
۲
گرنه بر بالای هم نه طاق بستی این سرایگرد باد آه من سقفش ز جا برداشتی
۳
گل شکفت از خاکره هرجا سگ او پا نهادکاشکی چشم مرا هم خاک راه انگاشتی
۴
گر بخاک پای او بودی فلک را دسترسچشمه خورشید را صد ره بخاک انباشتی
صفحهٔ ۱ از ۲