خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۳۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگرچه چشم منی همنشین اغیاریچه نور دیده گلی در میان صد خاری
۲
نگویم آنکه خریدار یوسفم حاشاکه خودفروش زند لاف این خریداری
۳
اگر بصدق روی ره چو کوهکن در عشقنه بیستون که فلک را ز پیش برداری
۴
دلا بسوز که ننشیند آتشت چون شمعبه یک دو قطره که گاهی ز دیده میباری
صفحهٔ ۱ از ۲