شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۳۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همه جانی از لطافت همه عمر و زندگانیبه که نسبتت کنم من، که به هیچکس نمانی
۲
به سماع چون درآیی، من و صدهزار چون منهمه جان در آستین‌ها که تو دست برفشانی
۳
ز کمال لطف اگر جان به درون دل کند جاتو درون جان نشینی که لطیف‌تر ز جانی
۴
ز حیات خود ملولم بکشم به یک نظارهنه ز راه خشم لیکن به طریق مهربانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth