شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۴۴ - در مرثیه ملک منصور گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهار آمد و نخل روان ز عالم شدبهار خرم عالم خزان ماتم شد
۲
دریغ و درد که از سروران عالمگیربیادگار یکی مانده بود و آنهم شد
۳
جهان سیاه شد از این عزا و چون نشودکهشبچراغ جهانتاب از جهان کم شد
۴
طریق امن و سلامت نماند در عالمکزین مصیبت و محنت زمانه درهم شد
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth