شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۴۵ - در مرثیه نجم السعادت گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از جهان رفت آنکه مانندش درین عالم نبودشاه میداند که هرگز مثل او آدم نبود
۲
علم و حلم و دانش و لطف و مروت جمله داشتغیر عمر از آنچه می بایست هنچش کم نبود
۳
چون مسیحا گرچه می‌بخشید جان مرده راکار چون با خود فتادش مهلت یکدم نبود
۴
رفت تا در ملک جان سازد بنای جاودانزانکه دید این خانه گل را بقا محکم نبود
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth